اومانيسم واقعي در مكتب دكتر سعدي
به جستجوي تو
بر درگاه كوه مي گريم
در آستانه دريا و علف
به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم
در چار راه فصول
صرفنظر از خاستگاههاي تاريخي ،در اين برهه از زمان و در جامعه كنوني ما گرايشها ، مولفه ها ، فاكتورها و حتي زيرساختهاي زيادي وجود دارند كه مي خواهند انسان به معني واقعي كلمه را از متن و بطن جامعه دور سازند و براي رسيدن به اين كار از هيچ كوششي فروگذار نخواهند كرد . براستي سرنوشت انسان امروزي در اين جهان پيچيده و از هم گسيخته و بين اين هزاران كلاف پيچ در پيچ به كجا و به كدامين سرانجام ختم مي گردد .
بعنوان سرآغاز بحث پرسشي در ظاهر كليشه اي ولي قابل تامل كه شايد جواب آن پاسخي از براي هزارن پرسش ديگر در چند و چون مرگ عزيز از دست رفته امان باشد و آن اينكه آيا ما هم كه اكنون گرد هم آمده ايم و به نوعي داعيه دار نسل خويش و جامعه پيرامون خويش هستيم بنوعي دچار همان دور باطل نخبه كشي نبوده و نيستيم يا كه اميد افقهاي ديگري نيز مي رود . كه اميدواريم جواب آن بخش دوم پرسش مذكور باشد . براستي اين انسان دوست واقعي سرگشته با دنياي اطراف خويش بود ، نه از آن جهت كه به فلسفه هستي اش پي نبرده بود بلكه از آن منظر كه با اركان و اجزاي عمده اي كه جهان پيرامونش را ساخته و با مناسبات و روابطي روغين كه بر پايه هاي پوشالين استوار شده بود بيگانه مانده و احساس قرابت و نزديكي نمي كرد . زيرا كه گوش شنوايي نبود صدايش را بشنود و درخواستش را پاسخ گويد و به همين جهت دغدغه هايش براي هميشه تاريخ مجالي براي ظهور توسط خودش را در ابعاد وسيع و مورد علاقه اش نيافتند .
ايشان انساني بودند كه حضور و دخالت فعال و معقول در زندگي بشري طي روند و مراحلي درون جوش تا رسيدن به شان و مرتبتي انساني كه هنوزه هنوز مجال درك عميق آن براي امثال ما فراهم نشده است را مي خواست و به همين علت بود كه شوكران عمر خويش را نه بسان سقراط كه قطره قطره مي نوشيد .انسانيت او در حدي بود كه نبايستي تعجب كرد؛ در همان حال كه طبيبي حاذق و ماهر بود در همان دم هم وظيفه مددكاري اجتماعي ، مشاور كاري و در همه حال هم سنگ صبور بود . طرز چينش واژه هايش ، صحبت هايش ، طرز نگاهش و نشست و برخاستش همه نشان از تلاطم دريايي توفاني در وجود بزرگش را مي داد . و در واقع مثل چزاره پاوزه درگير با هستي انسان بود و اين همه وقايع بدور از حقيقت در اطرافش هميشه ايام آزارش مي داد . در حقيقت آنگونه انساني نبود كه راحت جان طلبد و از پي جانان رود ، بلكه خود درد و رنج راكشيد و در متن جامعه با استرس و اضطراب آن زيستن را و در نهايت دريافتن و رسيدن را سرلوحه كار خويش كرد . اين انسان وارسته مردي از براي تمام زندگي بود و فكر و انديشه اش ، راه و روش و مردم دوستي اش براي هميشه هميشه جاويد و ماندگار است . به جرات مي توان گفت دكتر سعدي روشنفكري فلسفي هم بوده كه فكر و انديشه اي توليد كرده ، انديشه انسان دوستي در دوستان و نزديكان و تمام آنهايي كه به نوعي دكتر را شناخته و در ذهن و فكر آنها همين فكر را پايه گذاري كرده كه برگزاري همين مراسم ساده بنوعي اثباتي بر اين مدعا مي باشد .
راه ، هدف ، مقصد و در نهايت به اعتقاد بنده مكتب دكتر سعدي با تئوري سازگار نبوده و نيست و به سبب لمس مستقيم و بدون واسطه واقعيت هاست كه اينگونه زبانزد خاص و عام گشته است . و اگر نام و يادي از دكتر ههژاران مي ماند نه تنها به علت طبابت بوعي سينايياش كه به علت احترامي است كه در دل مردم بدليل همراهي و ياري در حل مشكلات و گرفتاريهايشان و كمك به بهبود وضع نامطلوب آنها و حفظ عدالت واقعي در برخورد و در نهايت تكريم انسانها در بالاترين حد مطلوب خود بوده است و با همين كارها بود كه ثابت نمود: مرگ پايان كبوتر نيست .
به عنوان يك آسيب شناسي موضوع و جلوگيري از تكرار تراژديهايي از اين دست تحليل اين نكته كه امروزه جامعه كوچك ما با انبوهي از مسايل و معضلات و مشكلات خرد و كلان دست به گريبان بوده و همتي بلند مي طلبد تا جهت ريشهكني آنها و ساختن سرزميني آباد و سرسبز متناسب با شان و جايگاه واقعي انسان و تربيت و پرورش دكتر سعدي هايي كوشش كنيم و نگذاريم استعدادهايي آنچناني نشكفته تلف شوند و بكوشيم با كشف بموقع و شناسايي نقاط خطر و مشكلات موجود گامي هرچند كوچك در جهت رفع آنها برداشته باشيم . مشكلاتي از قبيل معضل اعتياد ، ترك تحصيل جوانان ، كاهش انگيزه هاي تحصيل ، ناهنجاريهاي اجتماعي و دهها مشكل ديگر كه با واكاوي موضوع و مشكل و با در نظر گرفتن موقعيت فكري و اجتماعي خويش در جهان در حال گذار كنوني و روشن كردن جايگاه فرهنگي و سمت و سو دادن به افكار و انديشه هاي نو و مترقي و انسان محور جايگاهي متناسب و مطلوب خويش بسازيم .
در آخر كلام و بعنوان يك پيشنهاد و در جهت ارج و احترام به جايگاه علم و دانش و فرهنگ و در راستاي تكريم مرتبه فكري و علمي دكتر سعدي با همكاري نهادهاي مردمي ، شوراي اسلامي ، اداره ارشاد و فرهنگ اسلامي و آموزش و پرورش و ديگر ادارات مرتبط كميته اي جهت بررسي بنياد جايزهاي به نام " جايزه ويژه دكتر سعدي" تشكيل و هر ساله طي مراسمي به فرد يا افرادي كه در زمينه حركتهاي مردمي و انسان دوستانه، ادبي ، فرهنگي و علمي منشاء خدماتي هستند داده شود .
كوروش اميني

