منم آری منم
که از این گونه تلخ می گریم.(زنده یاد احمد شاملو)
تراژدیهای دامنه دار جنگ
در کلیه نواحی مرزی ایران با گذشت نزدیک به دو دهه
از اتمام جنگ و سپری شدن دوران سازندگی هنوز که هنوزه صدای وحشتناک انفجار هر از چند گاهی بجای ترنم
موسیقی و شعر گوشها را خراشیده ، خانواده ها را داغدار و فرزندان این کهن برو بوم را از همان اوان شباب نا قص العضو یا یتیم مکند.آخرین مورد از این دست مرگ جوان نودشه ای بنام روزگار محبی در مرز شوشمی بود که بر اثر انفجار مین جان خویش را از برای نان و تامین معیشت خانواده از دست داد و با مرگ خویش داغی بر پیشانی هر انسان انسان دوستی نهاد.
پدیده نامیمون و وحشتناک مین گذاری که از نظر هر معیار اخلاقی مردود و باطل می باشد، در دوران جنگ و بین طرفهای متخاصم و درگیر در جنگ صرفنظر از دلایل توجیهی آن بوده و وفور آن در نواحی مرزی بحدی است که اغلب پدیده ای مرسوم و طبیعی می نماید! در این مورد هرچند کنوانسیونهای بین المللی بدلایل منطقی و واستفاده از نظرات اساتید ، صاحبنظران ، کارشناسان و نیز سایر افرادی که بطور ملموس عوارض ناشی از موارد ذکر شده را با پوست و خون خود لمس و درک کرده اند استفاده از مین گذاری به هرعنوان و توجیهی خاصه در جوار مناطق غیر نظامی به جهت عواقب آن و تهدید علیه غیر نظامیان را ممنوع کرده اند ، اما متاسفانه هر روزه شاهد بکاگیری آنان در بعد وسیعی از کشورهای در گیر جنگ از ویتنام و فلسطین گرفته تا عوارض بجای مانده از جنگ تحمیلی در ایران.
نکته مهم اینکه در این میان غیر از افراد نظامی که عوارض آن را مستقیما" لمس کرده و گاه با آگاهی ، خویش را به مخاطره انداخته اند ؛ بعد از اتمام جنگ افراد غیر نظامی در مناطق مرزی از پیر و جوان و زن ومرد تامین جانی نداشته و عوارض و پیامدهای آن را
با نثار جان یا اعضای بدن خود پاسخ می دهند.ذکر این نکته خالی از لطف نیست که مرزنشینان همان سلحشوران و غیورمردان و زنان دیروز و قربانیان انفجار مین این کشنده زیر خاکی امروزند. از طرف دیگر به استثنای اشخاص نظامی و بستگانشان ،افراد دیگر نواحی کشور به تبع دوری از مرز و عدم همجواری با دیگر کشورهای همسایه هم در دوران جنگ و هم بعداز آن از عواقب و عوارض آن بگونه ای که مناطق مرزی درگیر آنند (که امید است هیچ وقت تجربه نکنند) دور بوده و درک نکرده و نخواهند دانست رفتن به کوه در روز تعطیل گاه چه عواقبی در پی دارد.نتیجه چنین چیزی عقب ماندگی مناطق مرزی از هر حیث ، عدم سرمایه گذاری بخش خصوصی و دولتی ،عدم امنیت جانی و.... میباشد که پیامدهای آن ناگفته از معلولیتهای جسمی و روحی ، گسیختگی و فروپاشی خانواده ها گرفته تا عدم توسعه و مهاجرتهای بی رویه به دیگر نقاط کشور یا حتی خارج از مرز می باشد.تمام موارد مذکور به علاوه تاثیر برزیرساختهای فرهنگی ،اقتصادی ،تربیتی و روانی افراد می باشد.
انواع و اقسام مین هایی که در منطقه وجود دارند ؛ از گوجه ای و خوشه ای گرفته تا ضد نفر و ضد تانک کار گذاشته بصورت تکی تا میدان مین در زمینهای کشاورزی وباغات یا در کوهستان تهدیدی جدی علیه امنیت و آسایش در کلیه مناطق مرزی ایران می باشد ؛ و هر روزه پیامدهای آن را بصورت تراژدی اسفناکی در کتاب ذهنمان مرور می کنیم. بطوریکه بر پایه یک آمار غیر رسمی در همین چند سال گذشته بیش از دها نفر در مناطق مرزی نودشه ،نوسود، مریوان بر اثر انفجار مین کشته یا معلول گشته اند که اگر به این موارد آمار دیگر نقاط کشور از جمله مرزهای سومار ،مهران ،دهلران ،فاو وخیلی دیگر ازنواحی مرزی کشور را که در این مجال اندک نمی گنجد را اضافه کنیم درصد بالایی
گشته و ارزش برنامه ریزی جدی جهت حل این معضل را دوچندان می کند.که امید می رود مسولین امر با سرلوحه قراردادن اهداف رئیس جمهوری محترم با نگاهی عدالت محور در جهت پاکسازی مناطق مرزی از وجود مین گام موثری در جهت تحقق ارزشهای انسانی بردارند.
طیف وسیعی از مردم شامل دسته های زیر در معرض خطر انفجار مین می باشند:
- مین یاب ها
- کاسبان
- رهگذران
- سیاحان و تفریح گران
- چوپان ،کشاورزان و باغداران
- کاروانیان نور(دیدار از مناطق جنگی)
مین یاب ها : از اولین گروههای در معرض خطر انفجار مین می باشند که تامین ایمنی و حفاظت همه جانبه آنهااز مباحث تخصصی ایمنی انفجار بوده که پرداختن به آن در این مقوله کوتاه نمی گنجد.
کاسبان: باز نبودن مبادی ورودی مرزی بصورت قانونی و فعالیت در قالب بازارچه های پیله وری و تعاونیهای مرزنشینان باعث روی آوردن مردم به راههای قاچاق شده که اغلب مین گذاری می باشند ودر اثر فقر و بیکاری با علم به وجود مین در منطقه باز مجبورند جهت تامین نان سفره ریسک انفجار را حتی به قیمت جان با جان خریده و به این کار مبادرت می ورزند و فعالیت در این قالب بروز رویدادهای ناگواری را در پی دارد که هر روزه شاهد آنها می باشیم.
رهگذران ،سیاحان و تفریح گران: بیشتر آنهایی هستند که هر از چند گاهی جهت دوری از استرسهای زندگی شهری به دامان طبیعت پناه آورده که لحظاتی را در آغوش کوهستان و با صدای چشمه ساران سر کنند غافل از اینکه در زیر همین بوته های نرگس و بابونه قاتلینی خفته اند که هر آن آماده انفجارند ، بطوریکه هر ساله در کوهستانهای دالانی و نویجه ر شاهد مواردی از این دست می باشیم.
چوپان ،کشاورز و باغداران : از دیگر گروههایی هستند که به واسطه کاری در معرض خطر می باشند بعلت اینکه در دوران جنگ اغلب مناطق کشاورزی و باغات منطقه جزو خط مقدم بوده اند مین گذاری شده و بعلت عدم پاکسازی ، در هنگام کشت و زرع یا برداشت محصول یا حتی علف چینی از کوه جهت تهیه علوفه زمستانی دام منفجر شده وسبب پیامدهای بعدی می گردند .
بازدیدکنندگان مناطق جنگی: از دیگر گروههایی اند که در هنگام بازدید از مناطق جنگی احتمال آسیب دیدن آنها نیز وجود دارد . جهت پیشگیری در کلیه موارد نامبرده پاکسازی میادین مین ، زدودن چهره فقر و بیکاری از منطقه ، ایجاد بنگاههای اقتصادی زود بازده که اکنون یکی از اولویتهای دولت نیز می باشد و در سطوح بالاتر نگاه مسولین و نمایندگان مردم در جهت تضمین ایمنی و تامین مردم از تمام جهات التیامی است بر زخمهایی که بایستی نمی بودند. دراین راستا تشکیل NGOهای مردمی فعال و خبره در این زمینه جهت مین زدایی وآگاه سازی مردم از مسیر های مین گذاری شده با همکاری نهادهایی بسان بهزیستی و هلال احمر و راهنمایی و حمایتهای مستقیم دولت و در مواردی کمک از سازمانهای بین المللی قدمی در جهت پاکسازی میادن مین در تمام کشور برداشت .
کوروش امینی

